وقتی میان حرف و عمل مسئولان فاصله میافتد؛ مردم چه میبینند؟

هیرون خبر به گزارش پایگاه خبری هیرون خبر، بیاعتمادی مردم یکشبه شکل نگرفته است؛ وقتی میان شعارهای مسئولان درباره عدالت و آنچه مردم در انتصابات، استخدامها و تصمیمهای مدیریتی میبینند فاصله ایجاد میشود، طبیعی است که سرمایه اجتماعی آسیب ببیند. پرسش ساده اما مهم این است: اگر مسئولان خود را جای مردم بگذارند، آیا رفتار
هیرون خبر
به گزارش پایگاه خبری هیرون خبر، بیاعتمادی مردم یکشبه شکل نگرفته است؛ وقتی میان شعارهای مسئولان درباره عدالت و آنچه مردم در انتصابات، استخدامها و تصمیمهای مدیریتی میبینند فاصله ایجاد میشود، طبیعی است که سرمایه اجتماعی آسیب ببیند. پرسش ساده اما مهم این است: اگر مسئولان خود را جای مردم بگذارند، آیا رفتار و عملکرد امروز خود را باور خواهند کرد؟

تا به حال از خود پرسیدهایم چرا بخشی از جامعه دیگر به سخنان برخی مسئولان اعتماد نمیکند؟
چرا وقتی مسئولی از عدالت، شایستهسالاری و مبارزه با تبعیض سخن میگوید، بخشی از مردم به جای پذیرش این حرفها، با تردید به آن نگاه میکنند؟
پاسخ را شاید بتوان در فاصلهای جستوجو کرد که میان حرف و عمل ایجاد شده است.
مردم امروز بیش از آنکه به سخنرانیها گوش دهند، عملکردها را میبینند. آنها انتصابات را رصد میکنند، وضعیت استخدامها را میبینند، نحوه برخورد با نیروها را مشاهده میکنند و میپرسند آیا واقعاً معیار انتخاب مدیران و مسئولان، توانایی و شایستگی بوده است یا ملاحظات سیاسی، قومی و انتخاباتی؟
اگر مردم احساس کنند فردی صرفاً به دلیل وابستگی سیاسی، قومی یا نزدیکی به یک جریان، به جایگاهی مدیریتی رسیده، طبیعی است که شعار شایستهسالاری برایشان باورپذیر نباشد.
عدالت با شعار محقق نمیشود
فرض کنیم مسئولی میداند یک جایگاه مدیریتی باید بر اساس شایستگی به فردی واگذار شود، اما به دلیل فشارهای سیاسی، ملاحظات انتخاباتی یا برای حفظ رضایت یک جریان و گروه، مسیر دیگری را انتخاب میکند.
آیا پس از آن میتواند از عدالت سخن بگوید و انتظار داشته باشد مردم بدون پرسش حرف او را بپذیرند؟
یا اگر مسئولی برای برخورد با یک نیروی اداری که با او اختلاف نظر دارد، پیگیری یا تماس شخصی انجام دهد ــ موضوعی که البته باید در هر مورد با سند و مدرک بررسی شود ــ چگونه میتوان انتظار داشت همان جامعه، سخنان او درباره عدالت و بیطرفی را بدون تردید بپذیرد؟
عدالت زمانی باورپذیر است که مردم آن را در رفتار مسئولان ببینند، نه اینکه فقط درباره آن بشنوند.
مردم دیگر فقط وعده نمیخواهند
نسل امروز با گذشته تفاوت دارد. اطلاعات سریع منتشر میشود و مردم میتوانند عملکرد یک مسئول را با سخنان گذشته او مقایسه کنند.
دیگر نمیتوان با چند جمله زیبا درباره عدالت، شفافیت و شایستهسالاری، افکار عمومی را قانع کرد؛ چراکه مردم سؤال میکنند:
اگر شایستهسالاری اصل است، چرا فلان انتصاب انجام شد؟
اگر عدالت معیار است، چرا فرد شایسته کنار گذاشته شد؟
اگر قانون برای همه یکسان است، چرا در موارد مشابه رفتارهای متفاوتی دیده میشود؟
و اگر مسئولان خود را نماینده همه مردم میدانند، چرا برخی تصمیمها چنین برداشتی ایجاد میکند که گروهی بیشتر دیده میشوند و گروهی کمتر؟
یک آزمون ساده برای مسئولان
شاید بد نباشد هر مسئولی قبل از سخن گفتن درباره عدالت، یک لحظه خودش را جای مردم بگذارد.
اگر همین انتصاب، همین برخورد اداری، همین تصمیم استخدامی و همین رفتار مدیریتی درباره خودش یا خانوادهاش اتفاق میافتاد، آیا آن را عادلانه میدانست؟
اگر پاسخ مثبت است، مردم هم باید بتوانند همان عدالت را در عمل ببینند.
اعتماد عمومی با دستور و بخشنامه ساخته نمیشود؛ با رفتار درست، تصمیم عادلانه، شفافیت و پاسخگویی ساخته میشود.
مسئولی که میخواهد مردم حرفش را باور کنند، ابتدا باید کاری کند که عملکردش با حرفهایش تناقض نداشته باشد.
در نهایت، شاید مهمترین سؤال همین باشد:
اگر شما جای مردم بودید، با دیدن عملکرد خودتان، حرف خودتان را باور میکردید؟
یادداشت از هیرون خبر
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰